alireza94karimi

خرید بک لینک
یک زن اندونزیایی به جرم قتل ۳۰ دختر جوان و خوردن جسد آنها بازداشت شد. پلیس اندونزی یک زن ۲۹ ساله تبعه این کشور را به جرم قتل ۳۰ نفر و خوردن جسد آنها بازداشت کرد. این زن ۳۰ دختر جوان اندونزیایی را با بی رحمی تمام کشته و سپس جسد آنها را خورد. پلیس که برای دستگیری این زن به خانه وی رفته بود زمانی که درب یخچال را باز کرده بود، دست و پا و سرهای این قربانیان را کشف کرده و برخی از افسران پلیس با مشاهده این صحنه بی هوش شدند. گفتنی است که این زن اکنون در بخش ویژه تیمارستان به سر می برد و قرار است به زودی اعدام شود. alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 61 تاريخ: چهارشنبه 27 خرداد 1394 ساعت: 17:00

کاترین نایت اولین زن استرالیایی بود که به حبس ابد بدون آزادی به قید التزام محکوم شد. به گزارش ایران ناز ازدواج اول او آنقدر خشونت بار بود که شب عروسی سعی کرد همسر خود، دیوید کلت، را که زیاد مشروب می نوشید خفه کند. او پس از کشتن همسر اولش در رابطه بعدی اش با دیوید ساندرز به حدی حسادت ورزی کرد که گلوی توله سگ دوماهه شوهرش را جلوی چشمش تا به او نشان دهد که اگر در گذشته رابطه ای داشته باشد چه اتفاقی خواهد افتاد! اگرچه معشوقه بعدی نایت، جان چارلز توماس پرایس کاملا از شهرت او به خشونت مطلع بود اما باز هم با این زن ازدواج کرد و قربانی بعدی او شد. این زن با فروکردن یک چاقوی قصابی به بدن پرایس و کشتن او به این رابطه پایان داد! دوربین مدار بسته منزل نشان داد که چاقو حداقل 37 بار از پشت و جلو به بدن او فرو رفته است و بسیاری از زخمها به ارگان های حیاتی او وارد شده است. ولی این همه ماجرا نیست، چند ساعت بعد از مرگ پرایس, این زن پوست او را کند و آن را از یک قلاب گوشت روی درگاه اطاق نشیمن آویزان کرد. سپس سر او را برید و آن را در دیگ سوپ قرار داد و با گوشت بدنش غذا پخت و برای فرزندان همسرش ارسال کرد! غذا و یک یادداشت انتقامجویانه برای فرزندان او ارسال شد، ولی خوشبختانه قبل از آنکه آنها به خانه برسند توسط پلیس کشف گردید. این زن دیوانه اعلام کرد که بخاطر خیانت همسرش, چنین بلایی به سرش آورده است. alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 76 تاريخ: چهارشنبه 27 خرداد 1394 ساعت: 16:53

شاید این دردناک ترین خبری است که تا کنون می شنوید و می بینید . نرگس رسولی نام دختر بچه ای ۶ ساله ساکن شهرستان بجنورد است که در ۶ ماهگی به یک باره بیماری پوستی میگیرد، حالا هرروز که از این بیماری او میگذرد، ثانیهها با بیماریاش دستبهیکی کردهاند و نمیگذارند آب خوش از گلوی او و خانوادهاش پایین برود. هرچند دمای هوای امروز بجنورد 38 درجه سانتیگراد اعلامشده اما نرگس لباسهای ضخیم نخی بر تن کرده است و لرز بر تن دارد! همین وضعیت نرگس ما را بیشتر مجاب میکند که وضعیت او غیرعادی است. پدر نرگس میگوید: نرگس در روزهای داغ تابستان هم احساس شدید سرما میکند.، باید گاهی بخاری منزل را روشن کنیم و دیگی پرآب روی بخاری بگذاریم تا فضای اتاق داغ و داغ و مرطوب شود. ششماهه بود که بیماری از پوست سرش شروع شد و ترسی در دل خانواده او انداخت. در آن زمان پزشکان بجنورد تشخیص دادند که این بیماری مربوط به دوران نوزادی است و چند ماه دیگر کلاً این مشکل رفع میشود اما… هرسال که به عمر نرگس اضافه شد پوست نرگس پیرتر شد. ریزش پوست نرگس هرروز بیشتر شد و اکنون پس از 6 سال روزی نیست که بدن و سر نرگس زخم و خون نشود؛ شاید نرگس آنقدرها هم مقصر نباشد چراکه در خانوادهای کمبضاعت به دنیا آمده است و پدر کارگرش توان مبارزه با هزینههای بیماری او را ندارد. شاید اگر او در خانوادهای ثروتمند به دنیا میآمد الان در یکی از کشورهای اروپایی در حال درمان بود و کسی چه میداند شاید آنقدر پول برایش خرج میشد که اکنون سر و وضعش از من و شما هم بهتر بود. اما حالا… بماند که پدرش میگوید: “حاضرم قلب و کلیهام را بدهم اما درد کشیدن نرگس را نبینم”. بماند که اشکهای مادرش در این چندساله خشکشده و باز بماند که نرگس با وجود دوا و داروهای پزشکان حاذق اما هنوز درد میکشد و پوستش هنوز برای ماندن بهروی تنش فخرفروشی میکند. پدر نرگس میگوید: هر جای ایران را که بگویید زیر پا گذاشتهام و با این نداریام برای بهتر شدن حال نرگس هرجایی رفتهام. همین دو هفته پیش برای مداوا به تهران رفته بودیم و پمادی برای نرگس تجویز شد اما حال او خیلی بدتر شده است، پوست نرگس مدام میترکد و نازک شده است و با کوچکترین ضربه خون از بدنش جاری میشود. گاهی برای کمک به او سهنفره بدنش را میخارانیم و خون از بدنش جاری میشود اما باز با گریههای نرگسم مجبوریم بدنش را بخارانیم تا بدنش آرام شود. آنقدر میخارانیم تا دستانمان پر از پوست میشود اما نرگس باز گریه میکند و میگوید ادامه دهیم. رسولی میگوید: برای آنکه نرگس بدنش را نخاراند بارها روشهای مختلفی مثل بستن دستانش و استفاده از دستکش نخی در دستانش را امتحان کردهایم اما از لحاظ روحی آسیب دیده است. پرونده پزشکی نرگس در حال حاضر در تهران است و با پرسوجوهایی که از اطرافیان و دوست و آشنایان داشتهایم پزشکی بیرجندی که در آلمان ساکن است، به ما معرفیشده است. پدر نرگس همانطور که صدا و دستانش میلرزد میگوید: گفتهاند چند هفته آینده این پزشک برای دیدوبازدید خانوادهاش به بیرجند میرود و امیدواریم وقت داشته باشد نرگسم را ببیند. مادر نرگس با دست به زخمهای سر و بینی نرگس اشاره میکند و میگوید: خاک و غبار حال نرگس را بدتر کرده است. ما در انتهای محله باقرخان بجنورد زندگی میکنیم و محله ما خاکی است و زمین کشاورزی اطراف ما زیاد است و این یعنی عذاب برای نرگس. غبار و گردوخاک سبب شده تا پوست نرگس زخمهای عمیقتری پیدا کند. پزشکان به ما گفتهاند اگر توان مالی داریم به شهرهای شمالی سفر کنیم تا در هوای مرطوب شمال درمان نرگس بهتر و سریعتر انجام شود اما پدر کارگر نرگس که در 3 ماه گذشته تنها چند روز بهکار رفته و بیکار است این توان را ندارد. مادر نرگس میگوید: بیش از بیماری نرگس تشخیص نادرست و حرفهای ناامیدکننده برخی پزشکان آزارمان میدهد اما امیدمان به خداست. alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 56 تاريخ: چهارشنبه 27 خرداد 1394 ساعت: 14:58

سیب تـــــوبــه مـــن خندیدی و نمیدانستی مـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایه ســــیب رادزدیدم ! باغبــــان ازپی مــــن تنددوید ســــیب دندان زده را دست تودید غضب آلــــود به من کردنـــگاه ســـیب دندان زده ازدســت توافتادبه خــــاک و تـــو رفتــی وهنـــوز سالهــــاست که درگـــوش من آرام آرام خش خش گام توتکرارکنان میدهد آزارم ومن اندیشه کــنان غرق این پنــــدارنم که چرا باغچه کوچک مــا ســـیب نداشت.... . پاسخ فروغ مـــن بــه توخنـــدیدم چــون کــه میدانســـتم تو به چه دلهره ایی ازباغچــه همــسایه ســیب رادزدی پـــدرم ازپـــی توتند دوید ونمـــیدانستی باغــبان باغــچه همسایه پـــدرپـــیرمـــن است. مـــن به توخنـــدیدم تاکـــه باخــنده به تــوپـــاسخ عشق تـــوراخالـــصانه بدهم بـــغض چشـــمان تـــولیـــک لرزه انداخت به دستان من و ســــیب دندان زده ازدســت مــــن افتادبــه خـــاک دل مـــن گفت : بــــرو چون نمیـــخواست بـــه خاطر سپارد گریــــه تلخ تـــورا... ومـــن رفتم وهنوز سالهاست که درذهـــن من آرام آرام حیرت وبغــــض توتکرارکنان میــــدهد آزارام ومــــن اندیشه کنان غرق دراین پندارم کـــه چه میشد اگـــرباغچه خانـــه ی ما ســـــیب نداشـــت! ناگفته های باغبان من چه می دانستم، کاین گریزت ز چه روست؟ من گمانم این بود که یکی بیگانه با دلی هرزه و داسی در دست در پی کندن ریشه از خاک سر ز دیوار درون آورده مخفی و دزدانه... تو مپندار به دنبال یکی سیب دویدم ز پیت و فکندم بر تو نگهی خصمانه! من گمان می کردم چشم حیران تو چیزی می جست غیر این سیب و درختان در باغ به دلم بود هراسی که سترون ماند شاخ نوپای درخت خانه... و نمی دانستم راز آن لبخندی که به دیدار تو آورد به لب دختر پاکدلم، مستانه! من به خود می گفتم: «دل هر کس دل نیست!» هان مبادا که برند از باغت ثمر عمر گرانمایه تو، گل کاشانه تو، آن یکی دختر دردانه تو، ناکسان، رندانه! و تو رفتی و ندیدی که دلم سخت شکست بعد افتادن آن سیب به خاک... بعد لرزیدن اشک، در دو چشمان تر دخترکم... و تو رفتی و هنوز سالها هست که در قلب من آرام آرام خون دل می جوشد که کسی در پس ایام ندید باغبانی که شکست بیصدا، مردانه... ؟؟؟ شعر اقای جواد نوروزی از زبان سیب دخترک خندید و پسرک ماتش برد ! که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد ! غضب آلود به او غیظی کرد ! این وسط من بودم، سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم، بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام ! هر دو را بغض ربود... دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " سالهاست که پوسیده ام آرام آرام ! عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز ! جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم، همه اندیشه کنان غرق در این پندارند: این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت! alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 85 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:48

فوق العاده قشنگه... ﺑﺮﮔه امتحاني علی ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ. ﺍﺷﮏ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ... ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﯾﺎﺿﯽ : ﺳﻮﺍﻝ : ﯾﮏ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻬﯽ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ ؟ ﺟﻮﺍﺏ : ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ . س : ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺗﻌﺪﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ج : ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﻨﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﻡ ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻻﻋﻼﺝ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻣﺎﺳﺖ . ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : س : ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯿﺪ . ج : ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﯾﻌﻨﯽ ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺍﻥ ؛ ﺍﺻﻼ ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. س : ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺑﺨﺶ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ج : ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺎﺻﯿﺖ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻟﻪ ﺳﺎﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ . س: ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﭼﻪ ﺧﻄﯽ ﺍﺳﺖ ؟ ج: ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ، ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﻟﯿﻼ ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ ، ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻣﺘﺼﻞ ﮐﺮﺩ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺍﻧﺎ ، ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺛﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ علی ﺑﻮﺩ. ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ، ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﺍﺩ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﺮﺩ ، ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ. علی ﺩﻡ در با ﺻﺪﺍﯼ ﻟﺮﺯﺍﻧﺶ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ : ﺁﻗﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ؟ گفتید ما هیچی نمیشیم . هیچی....!! alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 58 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:46

پسر کوچکي بعد از بازگشت به نزد خانواده اش از آنها خواست که يک عالم دين براي او حاضرکنند تا به 3سوالي که داشت جواب بدهد. بالاخره يک عالم دين براي ايشان پيدا کردند و بين پسربچه و عالم صحبتهاي زير رد و بدل شد؛ پسربچه: شما کي هستي؟ و آيا مي تواني به سه سوال بنده پاسخ دهي؟ معلم: من عبدالله، بنده اي از بندگان خدا هستم و به سوالات شما جواب خواهم داد، به اميد خدا. پسربچه: آيا شما مطمئني جواب خواهي داد؟ چون اکثر علما نتوانستند به سه سوال من پاسخ بدهند! معلم: تمام تلاشم را ميکنم و با کمک خدا جواب ميدهم. پسربچه: سه سوال دارم، سؤال اول: آيا در حال حاضر خداوندي وجود دارد؟ اگر وجود دارد شکل و قيافه آن را به من نشان بده؟ سؤال دوم: قضا و قدر چيست؟ سؤال سوم: اگر شيطان از آتش خلقت شده است، پس براي چي او در آخرت در آتش انداخته خواهد شد؟ چون بر ايشان تأثيري نخواهد گذاشت! معلم کشيده ي محکمي را به صورت پسربچه زد، پسربچه گفت: براي چي به من زدي و چه چيزي باعث شد که از من ناراحت و عصباني شوي؟ معلم جواب داد: من از دست شما عصباني نشدم و اين ضربه اي که به شما زدم جواب هر سه سوال شماست. پسربچه: ولي من هيچي را نفهميدم. معلم: بعد از اينکه شما را زدم چه چيزي حس کردي؟ پسربچه: حس درد بر صورتم دارم. معلم: پس آيا اعتقاد داري که درد موجود است؟ پسربچه: بله. معلم: پس آن را به من نشان بده. پسربچه: نميتوانم. معلم: اين جواب اول من بود.همگي به وجود خداوند اعتقاد داريم ولي نميتوانيم او را ببينيم. سپس اضافه کرد که آيا ديشب خواب ديدي که من تو را خواهم زد؟ پسربچه: نه. معلم: آيا گاهي به ذهنت آمد که من تو را روزي خواهم زد؟ پسربچه: نه. معلم: اين قضا و قدر بود. سپس اضافه کرد: دستي که با آن تو را زدم از چه چيزي خلق شده است؟ پسربچه: از گل. معلم: وصورت تو از چي؟ پسرپجه: باز از گل. معلم: جه چيزي حس کردي بعد از اينکه بهت زدم؟ پسربچه: حس درد داشتم. معلم: آفرين، پس ديدي چطور گل بر گل درد وارد ميکند، اين با اراده خدا انجام ميشود، پس با اينکه شيطان از آتش خلق شده، اما اگر خدا خواست اين آتش مکان دردناکي براي شيطان خواهد بود..... alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 81 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:43

تناقض گفتار آموزش و پرورش و آتیهسازان حافظ درمورد بیمه طلایی فرهنگیان مشکلات این بیمه تکمیلی که بیشتر از یک میلیون نفر را تحت پوشش قرار میدهد فقط منحصر به نوع خدمات، پرداخت هزینهها، اعتبار، خدمات بیمارستانی و … نمیشود بلکه مشکلات اساسیتر موضوع شرکت بیمه ارائه دهنده خدمات و حق بیمه و مسائل دیگر است که فرهنگیان را آزرده خاطر کرده است. بیمه طلایی فرهنگیان از گذشته تاکنون در آخر اردیبهشت ماه هر سال به مدت یکسال تمدید میشد، اما امسال بعد از گذشته هفت روز از خردادماه ظاهراً به تازگی اتفاقاتی در خصوص تمدید این بیمه رخ داده است. *بطحایی: بیمه طلایی فرهنگیان تا اول مهر امسال تمدید شد سید محمد بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش روز گذشته در ارتباط زنده تلفنی با مجله خبری شبکه اول سیما از انعقاد قرارداد بیمه تکمیلی فرهنگیان خبر داد و گفت: قراردادی که در حال حاضر منعقد شده است تا اول مهر ماه امسال اعتبار دارد و از اول مهر مجدداً تمدید خواهد شد. بطحایی به یک مشکل بسیار جدی که زمان عقد قرارداد در بیمه طلایی بود اشاره و خاطرنشان کرد: مشکل بدین شکل بود که هر سال زمان عقد قرارداد بیمه طلایی در پایان اردیبهشت هر سال تکرار میشد و این زمان مناسبی نبود. معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش گفت: در قرارداد جدید تلاش شده است اشکالات برطرف شود و مراکز درمانی تحت پوشش افزایش یابد؛ هزینه و خسارتهایی که بیمار فرهنگی در مراجعه به مراکز غیردولتی پرداخت کرده است در قرارداد جدید سریعتر پرداخت خواهد شد. به گزارش فارس، در صحبتهای معاون وزیر آموزش و پرورش که به عنوان متولی بحث بیمه فرهنگیان در دستگاه تعلیم و تربیت است، بحث تمدید بیمه طلایی فرهنگیان تا اول مهر ماه امسال یعنی تا حدود ۴ ماه دیگر در میان است. اما نکتهای که تعجب همگان را در خصوص بیمه طلایی فرهنگیان ظرف دیشب تاکنون برانگیخته است، مصاحبه مدیر عامل بیمه آتیه سازان حافظ است که زمان تمدید این بیمه را به گونهای دیگر بیان کرده است. *ادیانی: فرهنگیان تا یکسال دیگر تحت پوشش آتیه سازان قرار گرفتند سید مرتضی ادیانی در گفتوگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به امضای قرارداد شرکت بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ با وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت: شب گذشته این قرارداد با حضور مسئولان آموزش و پرورش به امضا رسید. وی تصریح کرد: مدت این قرارداد یک سال است و فرهنگیان آموزش و پرورش مجدداً به مدت یک سال دیگر تحت پوشش بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ قرار خواهند گرفت. ادیانی با اشاره به اینکه در سال گذشته وزارت آموزش و پرورش برای هر فرهنگی مبلغ ۱۳ هزار تومان به شرکت بیمه آتیهسازان حافظ پرداخت میکرد، بیان داشت: این رقم امسال ۱۵ درصد رشد و به مبلغ ۱۵ هزار تومان رسیده است که این مبلغ توسط آموزش و پرورش به شرکت بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ پرداخت خواهد شد. مدیرعامل شرکت بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ خاطرنشان کرد: علیرغم اینکه هزینهها نسبت به گذشته افزایش یافته است اما در ارائه خدمات از سوی شرکت تغییری در سال جاری نخواهیم داشت و همانند سال گذشته خدمات بیمه تکمیلی به فرهنگیان ارائه خواهد شد. وی با اشاره به رضایتمندی فرهنگیان آموزش پرورش از نوع ارائه خدمات شرکت بیمه آتیهسازان حافظ گفت: طبق نظرسنجی صورت گرفته از سوی آموزش و پرورش در استانهای مختلف، فرهنگیان از خدمات ارائه شده از این شرکت رضایت دارند. به گزارش فارس، مشخص نیست که بالاخره بیمه طلایی فرهنگیان تا اول مهر امسال تمدید شده یا تا یکسال دیگر است. ضمن اینکه به نظر نمیرسد میزان رضایتمندی از بیمه طلایی آنگونه باشد که متولیان آن اعلام میکنند. سوال اینجاست که دو طرف قرارداد وزارت آموزش و پرورش و بیمه آتیه سازان حافظ هستند و هر طرف زمان دقیق این قرارداد را متفاوت اعلام میکنند. اگر آموزش و پرورش در برنامههای مهم خود که مربوط به تقاضای فرهنگیان است از رسانهها دعوت کند چنین اتفاقات و تناقضاتی رخ نمیدهد. شاید اگر آموزش و پرورش در انتشار اخبار خود شفافسازی داشته باشد، چنین مشکلاتی بروز نمیکند که بیش از یک میلیون فرهنگی به همراه خانوادههایی که تحت پوشش بیمه تکمیلی هستند در چنین شرایطی قرار بگیرند. البته به نظر میرسد ارائه آمارهای غلط در آموزش و پرورش به یک تکرار تبدیل شده است و اطلاع رسانی در این دستگاه بزرگ که با خانوادههای بسیاری سر و کار دارد، بسیار ضعیف انجام میشود alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 48 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:40

تناقض گفتار آموزش و پرورش و آتیهسازان حافظ درمورد بیمه طلایی فرهنگیان مشکلات این بیمه تکمیلی که بیشتر از یک میلیون نفر را تحت پوشش قرار میدهد فقط منحصر به نوع خدمات، پرداخت هزینهها، اعتبار، خدمات بیمارستانی و … نمیشود بلکه مشکلات اساسیتر موضوع شرکت بیمه ارائه دهنده خدمات و حق بیمه و مسائل دیگر است که فرهنگیان را آزرده خاطر کرده است. بیمه طلایی فرهنگیان از گذشته تاکنون در آخر اردیبهشت ماه هر سال به مدت یکسال تمدید میشد، اما امسال بعد از گذشته هفت روز از خردادماه ظاهراً به تازگی اتفاقاتی در خصوص تمدید این بیمه رخ داده است. *بطحایی: بیمه طلایی فرهنگیان تا اول مهر امسال تمدید شد سید محمد بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش روز گذشته در ارتباط زنده تلفنی با مجله خبری شبکه اول سیما از انعقاد قرارداد بیمه تکمیلی فرهنگیان خبر داد و گفت: قراردادی که در حال حاضر منعقد شده است تا اول مهر ماه امسال اعتبار دارد و از اول مهر مجدداً تمدید خواهد شد. بطحایی به یک مشکل بسیار جدی که زمان عقد قرارداد در بیمه طلایی بود اشاره و خاطرنشان کرد: مشکل بدین شکل بود که هر سال زمان عقد قرارداد بیمه طلایی در پایان اردیبهشت هر سال تکرار میشد و این زمان مناسبی نبود. معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش گفت: در قرارداد جدید تلاش شده است اشکالات برطرف شود و مراکز درمانی تحت پوشش افزایش یابد؛ هزینه و خسارتهایی که بیمار فرهنگی در مراجعه به مراکز غیردولتی پرداخت کرده است در قرارداد جدید سریعتر پرداخت خواهد شد. به گزارش فارس، در صحبتهای معاون وزیر آموزش و پرورش که به عنوان متولی بحث بیمه فرهنگیان در دستگاه تعلیم و تربیت است، بحث تمدید بیمه طلایی فرهنگیان تا اول مهر ماه امسال یعنی تا حدود ۴ ماه دیگر در میان است. اما نکتهای که تعجب همگان را در خصوص بیمه طلایی فرهنگیان ظرف دیشب تاکنون برانگیخته است، مصاحبه مدیر عامل بیمه آتیه سازان حافظ است که زمان تمدید این بیمه را به گونهای دیگر بیان کرده است. *ادیانی: فرهنگیان تا یکسال دیگر تحت پوشش آتیه سازان قرار گرفتند سید مرتضی ادیانی در گفتوگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به امضای قرارداد شرکت بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ با وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت: شب گذشته این قرارداد با حضور مسئولان آموزش و پرورش به امضا رسید. وی تصریح کرد: مدت این قرارداد یک سال است و فرهنگیان آموزش و پرورش مجدداً به مدت یک سال دیگر تحت پوشش بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ قرار خواهند گرفت. ادیانی با اشاره به اینکه در سال گذشته وزارت آموزش و پرورش برای هر فرهنگی مبلغ ۱۳ هزار تومان به شرکت بیمه آتیهسازان حافظ پرداخت میکرد، بیان داشت: این رقم امسال ۱۵ درصد رشد و به مبلغ ۱۵ هزار تومان رسیده است که این مبلغ توسط آموزش و پرورش به شرکت بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ پرداخت خواهد شد. مدیرعامل شرکت بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظ خاطرنشان کرد: علیرغم اینکه هزینهها نسبت به گذشته افزایش یافته است اما در ارائه خدمات از سوی شرکت تغییری در سال جاری نخواهیم داشت و همانند سال گذشته خدمات بیمه تکمیلی به فرهنگیان ارائه خواهد شد. وی با اشاره به رضایتمندی فرهنگیان آموزش پرورش از نوع ارائه خدمات شرکت بیمه آتیهسازان حافظ گفت: طبق نظرسنجی صورت گرفته از سوی آموزش و پرورش در استانهای مختلف، فرهنگیان از خدمات ارائه شده از این شرکت رضایت دارند. به گزارش فارس، مشخص نیست که بالاخره بیمه طلایی فرهنگیان تا اول مهر امسال تمدید شده یا تا یکسال دیگر است. ضمن اینکه به نظر نمیرسد میزان رضایتمندی از بیمه طلایی آنگونه باشد که متولیان آن اعلام میکنند. سوال اینجاست که دو طرف قرارداد وزارت آموزش و پرورش و بیمه آتیه سازان حافظ هستند و هر طرف زمان دقیق این قرارداد را متفاوت اعلام میکنند. اگر آموزش و پرورش در برنامههای مهم خود که مربوط به تقاضای فرهنگیان است از رسانهها دعوت کند چنین اتفاقات و تناقضاتی رخ نمیدهد. شاید اگر آموزش و پرورش در انتشار اخبار خود شفافسازی داشته باشد، چنین مشکلاتی بروز نمیکند که بیش از یک میلیون فرهنگی به همراه خانوادههایی که تحت پوشش بیمه تکمیلی هستند در چنین شرایطی قرار بگیرند. البته به نظر میرسد ارائه آمارهای غلط در آموزش و پرورش به یک تکرار تبدیل شده است و اطلاع رسانی در این دستگاه بزرگ که با خانوادههای بسیاری سر و کار دارد، بسیار ضعیف انجام میشود alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 47 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:40

ﺟﻤﻠات مﺎﻧﺪﮔﺎﺭ فوتبال : 1- ﭘﭗ ﮔﻮﺍﺭﺩﯾﻮﻻ : وﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺳﻠﻮﻧﺎ ﺑﻮﺩﻡ، ﺗﻼﺵ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ کرﺩﻡ ﺗﺎ ﻟﯿﻮﻧﻞ ﻣﺴﯽ ﺭﺍ تبدیل ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﮐﻨﻢ، ﺍﻣﺎ اﯾﻦ ﻣﺴﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩ . 2- ﺍﺭﯾﮏ ﮐﺎﻧﺘﻮﻧﺎ : من ﻧﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﯿﻢ ﺣﺮﯾﻒ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﺎﺟﻌﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﻣﯽﮐﻨﻢ . 3- ﺳﺎﻣﻮﺋﻞ ﺍﺗﻮﺋﻮ : ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻝ ﮔﻠﺰﻧﯽ ﻧﻤﯽﺩﻫﻢ ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺳﻔﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ، ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻭﯾﺪ . 4- آریگوساکی: نمی دانستم ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻮﺍﺭﮐﺎﺭ ﺷﻮﯼ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺒﻼ ﺍﺳﺐ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ . (ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﺘﻘﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺳﺎﮐﯽ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺮﺑﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﺪ .) 5- ﭘﻞ ﺍﺳﮑﻮﻟﺰ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﺎﺳﯿﻤﻮ ﻣﻮﺭﺍﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮ : ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ باﺯﯼ ﮐﻨﻢ، ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ داﺭﯾﺪ، ﻣﻨﭽﺴﺘﺮ ﯾﻮﻧﺎﯾﺘﺪ ﺭﺍ ﺑﺨﺮﯾﺪ . 6- ﺯﻻﺗﺎﻥ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﻮﻭﯾﭻ : ﻭﻗﺘﯽ 17 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺁﺭﺳﻦ ﻭﻧﮕﺮ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ تﺴﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ . دﻋﻮﺗﺶ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﮐﺮﺩﻩ بوﺩ؟ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ کﻪ ﺯﻻﺗﺎﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﺴﺖ ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ 10 ساﮕﯽ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ . 7- پاسخ فرانچسکو توتی به پیشنهاد رئال مادرید : هیچکس خانواده ی فقیرش را بخاطر پول ول نمیکند . 8- ﻓﻠﻮﺭﻧﺘﯿﻨﻮ ﭘﺮﺯ : اﮔﺮ ﺗﯿﻢ ﺑﺎﺭﺳﻠﻮﻧﺎ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﻗﯿﺐ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻣﺎ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩﯾﻢ . 9- ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭ : ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ خﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﺩﯾﻮﯾﺪ بکﺎﻡ : ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻟﯿﻮﻧﻞ ﻣﺴﯽ ﺗﻮﭖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﺭﺍستمﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻤت چپم ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ (دﺭﯾﺒﻞ ﺩﻭﻃﺮﻓﻪ) دﺭ ﺁﻥ لحظﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺟﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ فکر ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻔﺶﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ بیاﻭﯾﺰﻡ . 10- خوزه مورینیو در زمان سرمربیگری پﻮﺭﺗﻮ : ﭘﻮﻝ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﭘﺴﺮﻋﻤﻮ ﯾﺎ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪﺍﯼ دﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﻋﺎﺝ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ؟ ﺩﺭﻭﮔﺒﺎ : ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺗﯿﻤﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . 11-زیدان : وقتی با پسرم درحیاﻁ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ بازی مﯽﮐﺮﺩﻢ، ﻫﺮﺩﻭﯼ ﻣﺎ ﻣﺤﺒﻮﺏﺗﺮﯾﻦ باﺯﯾﮑﻨﺎﻧﻤﺎﻥ ﻣﯽﺷﺪﯾﻢ . ﭘﺴﺮﻡ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺭﻭﻧﺎﻟﺪﻭ (برزیلی). 12- ﻣﯿﺸﻞ ﭘﻼﺗﯿﻨﯽ : ﺗﯿﻢﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻪ خاطﺮ فتح ﺟﺎﻡﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ مﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺗﯿﻢﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﯿﻢﻫﺎﯼ بزﺭﮒ 13_ خبرنگار :از اين که بهترين هافبک جهان هستي چه حسي داري ؟ زيدان :از جرارد بپرس ...! alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 65 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:36

من یک یهودی هستم و افتخار میکنم شما به چی افتخار می کنید ؟؟؟ جوان 22ساله یهودی سخنرانی خود را در خطاب به مسلمانان این طور شروع می کند. من یک یهودی هستم و افتخار می کنم شما به چی افتخار می کنید؟؟؟ مسجدی از فرقه شیعه را منفجر کردیم وبه شما گفتیم کار فرقه سنی بوده و همین کار را با فرقه سنیها کردیم و این طور کشت و کشتار را بین شما راه انداختیم.... به فرقه سنیها فهماندیم که دشمن درجه یک انها فرقه شیعه هست و این کار با فرقه شیعه هم کردیم و نسلهای مسلمانان را ازبین بردیم... به چی افتخار می کنید؟؟؟ ماهوارهایمان را راهی خانهایتان کردیم و شبکه های اختصاصی به تمام زبان مسلمان ایجاد کردیم . فیلم های غیر اسلامی درست کردیم و انها را درست وقت عبادت شماها پخش کردیم و این طور اسلام شما را نابود کردیم... بازارهایتان را از لباسهای نازک و تنگ پر کردیم و هر روز به نازکی و تنگی ان افزودیم.... به چی افتخار می کنید؟؟؟ فرهنگ دوستی پسرها رو با دخترها رو بین جوانان شما اوردیم و ایمان جوانان شما سست کردیم .... دانشگاهایتان را با ترفنهای حرفه تعطیلی کردیم و امروز می بینم دانشگاهایتان فقط محل دوستی و رفاقت هست.... به چی افتخار می کنید؟؟؟ به عربها فهماندیم که دشمن سر سخت انها فارسها هستند و به فارسها فهماندیم که عربها دشمن درجه یک انها هستند .... به چی افتخار می کنید؟؟؟؟ مدام به فارسها از تاریخ درخشان گذشتشان می گوییم و انها را در مقابل اعراب قرار می دهیم.... در بین شما جکهایی در مورد بزرگان شما درست کردیم و شما هم استقبال کردید... لعن و نفرین و سب را به هر دو فرقه شیعه و سنی اموختیم و به انها گفتیم که باید همدیگر را سب و لعن کنید.... به چی افتخار می کنید ؟؟؟؟ بین دو کشور مسلمان فتنه انداختیم و به یک طرف اسلحه دادیم تا طرف دیگری را بکشد و همینطور نسلهای شما را ازبین بردیم.... قران شما را طبق خواست خودمان تفسیر کردیم و بعضیها رو تکفیر کردیم و گفتیم کشتن اینها حلال است.... مذهب جدیدی درست کردیم و ان را قوی ساختیم و به اسلحه دادیم تا شما را بکشد وشما خواب هستید.... به چی افتخار می کنید؟؟؟؟ برنامهای اجتماعی را بین شما رواج دادیم و شما را مشغول کردیم تا مبادا بیدار شوید و به بسوی ما بیایید.... فیلمهایی ساختیم و خیانت را به خانهای شما اوردیم ..... و خیلی چیزهای دیگر...... و اما ای یهودیان سر افراز امروز هیچ فشنگی روانه ما نمی شود زیرا مسلمانان در گیر کشتار همدیگر هستند شبها را راحت بخوابید ..... زمانی بود که اسلام بر جهان حکومت می کرد اما امروز مسلمانان نمی توانند بر خود حکومت کنند..... بله انها در عراق...سوریه....لبنان....یمن....لیبی... تونس....مصر...عربستان....افغانستان.....پاکستان.....ایران....قطر...کویت.....امارات...ترکیه...و خیلی جاهای دیگر دارند همدیگر را می کشند .....بله چون ما به انها فهماندیم که ما دشمن انها نیستیم.... جوان یهودی دستان خود را بالا برد و با تمام قدرت فریاد زد ......ای محمد اسلامی که تو انرا بر تمام جهان فرستادی امروز چراغ ان نور نمی دهد.... ای محمد دیگر کتاب تو خوانده نمی شود زیرا اگر خوانده می شد پیروان تو همدیگر را نمی کشند..... زمانی تو به انها می گفتی یهودیان دشمن درجه یک تو هستند ولی الان ما قاعده رو تغییر دادیم ... می بینی ای محمد امت تو غرق در خون است روزانه هزاران مسلمان کشته می شود ان هم به دست مسلمانی دیگر ......زیرا به انها یاد دادیم که انها برادر نیستند زیرا دیگر کتاب تو خوانده نمی شود...... وای بر من و وای بر تویی که این پیام رو پخش نکنی تا همه بدونن که دشمن درجه یک برادر مسمان من نیست یهودی است..... alireza94karimi...

ما را در سایت alireza94karimi دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: alireza بازدید: 53 تاريخ: دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت: 20:30

صفحه بندی